آهنگ‌سازی

آهنگ‌سازی (Music composition) به فرایند آفرینش و ساخت یک قطعهٔ جدید موسیقی می‌گویند، و کسی را که چنین می‌کند آهنگ‌ساز می‌نامند.

نکته : در زبان انگلیسی از آهنگسازی با دو عنوان (music composing and producing) نام برده می شود. ولی بین این دو باید تفاوت قائل شویم. به عبارتی تفاوت بین یک سازنده موسیقی و یک آهنگساز (Composer) در این است که آهنگساز موسیقی می نویسد، در حالی که تهیه کننده آهنگساز (Producer) مسئول محصول نهایی است. یک آهنگساز می تواند با هنرمندان دیگر کار کند، اما یک تهیه کننده استخدام می شود تا دیدگاه هنرمند را تقریباً مانند یک کارگردان خلاق توسعه دهد.

آهنگسازی سنتی

همچنین ببینید >> تفاوت بین آهنگسازی (Composing) و ترانه سرایی (songwriting)

در واقع، آهنگ‌سازی، درک یک قطعه موسیقی، آفرینش، و ساخت آن است. یک قطعهٔ موسیقی در آهنگ‌سازی ،با نت‌نویسی یا یک رویداد صوتیِ منفرد پدید می‌آید. ساختهٔ موسیقایی اگر پیش از اجرا ساخته شده‌باشد، می‌تواند از راه حافظه، نُتِ نوشته‌شده، یا ترکیبی از آن‌ها اجرا شود. ساخته‌های موسیقایی دربرگیرندهٔ عناصر موسیقایی‌ست که به‌طور گسترده از فردی به فردی دیگر و میان فرهنگ‌ها متفاوت است.

آهنگ‌سازی ، تا حدودی نیاز به قریحه دارد البته این به آن معنا نیست که صرفاً باید استعداد فوق‌العاده‌ای داشت بخش مهم و آهنگ‌سازی فراگیری مسائل تکنیکی مربوط به آن است پس آهنگ‌سازی شامل دو بخش است:

اول) داشتن قریحه یا به‌عبارتی تأثیرپذیری از موضوعی دوم) هماهنگ کردن آن تاثیر همراه با ابزار کار .

آهنگسازی برای همه

برای آهنگ‌سازی ابتدا از یک واقعه به هر شکل متأثر می‌شویم. یعنی این‌که حادثه‌ای در بیرون از ما شکل می‌گیرد و شخص متأثر می‌شود یک تصادف اتومبیل یک برخورد نادرست یک برخورد شاد یک پیشرفت اقتصادی و درمجموع هر جریان مثبت یا منفی تاثیر خاصی روی انسان‌ها می‌گذرد و در مقابل هر شخص بنا به حرفه خود عکس‌العملی نشان می‌دهد نویسنده می‌نویسد نقاش رسم می‌کند موزیسین آهنگ می‌سازد و حتی کسانی که پیش فرهنگی ندارند این تأثیر به نوعی در کارشان نمایان می‌شود اگر حادثه مثبت باشد واکنش در کار طوری است که تفاوت با واکنش در قبال حادثه منفی است به هر صورت اشخاص که کار فرهنگی می‌کنند آن تأثیرات را دست‌مایه خود کرده و با الهام از آن به خلق آثار خود می‌پردازند ما بعضی‌ها را پرحرف می‌دانیم ولی غافل از آن هستیم که او موضوع متأثر کننده خود را با دانش و آگاهی که دارد در کلام جستجو کرده و ابراز می‌دارد حال توجه به رمان‌نویس بکنیم شاید یک کتاب پانصد صفحه‌ای او تنها شامل مطلب کوتاهی باشد شعر همین‌طور موسیقی هم همین‌طور و …

اگر نویسنده‌ای بخواهد آن تأثیر بیرونی را در درون خود پرورش دهد و بنویسد مرحله اول را دریافت کرده‌است حال نیاز به وسیله فنی برای ابراز آن دارد ابتدا فراگیری الفبای زبان با الف با لغت ساختم با لغات جمله ساختن و درنتیجه رساندن مفهوم با جملات اذان گذشت و وسایل مورد نیاز مثل کاغذ خودکار و غیره را هم باید در دست داشته باشد مثالی دیگر نقاشی از جریانی متأثر می‌شود مرحله اول حال به نسبت دانش خود نیاز به ابزار لازم را دارد قلم‌مو و بوم تصویر انواع رنگ‌ها که خود نیاز زیادی به دانش دارد که چگونه آن‌ها را ترکیب کند تا بتواند آن تأثیر را به گونه ملموسی بیان کند و به تصویر در آورد دراین‌رابطه اگر هرکدام از وسایل و ابزار موردنظر لنگ باشد به‌طور قطع مطلب و نارسا خواهد بود .

تهیه کنندگی موسیقی

آهنگ‌سازی هم به‌همین شکل است ابتدا ذهن آهنگ‌ساز از موضوعی متأثر می‌شود مرحله اول برای بیان آن تاثیر نیاز به وسایل و ابزار کار دارد وسیله نوشتن کاغذ نت یک وسیله تولید صوت و غیره که بتواند آن را به زبان موزیکال بیان کند در این‌جا لازم است که تذکری بدهند متوجه من متوجه شدم که در امور فرهنگی تعلیم و آموزش داده می‌شود اما بر ای خلاقیت فکری آموزش‌دیده تربیتی در نظر گرفته نشده‌است یعنی این‌که آنچه آموختی آن را به خدمت خود بگیرید و آن تأثیر بیرونی را در درون پرورش دهیم و آن را به‌علاوه به‌عنوان یک پدیده جدید استخراج کنیم دراین‌صورت خلاق آن اثر خواهی شد .

در این ارتباط هرچه سطح دانش بالاتر باشد تأثیرگذاری بیان آن بیشتر خواهد بود اگر شخصی با دانش اندک خود بخواهد تأثیری را که دریافت کرده و بازو کند ابتدا با مشکلات ناشی از عدم توانایی خود مواجه است پس موضوع خود را بی‌ثمر بیان کرده و شخص مقابل هم آن را گذرا دریافت می‌کند پس هر چه آگاهی بیشتری در تخصص خود داشته‌باشیم آن تأثیر را عمیق‌تر بیان می‌کنیم در این‌جا منظور از آگاهی متأثر شدن از یک واقعه نیز چون واقع پیش‌آمد و کم یا زیاد تاثیر خود را گذاشته‌است درواقع آگاهی برای شناخت مسائل و وسایل کاری است که برای بیان آن موضوع بکار گرفته می‌شود .

موسیقی دارای ابعاد بسیار گسترده‌ای است و از مجموعه فرهنگ‌های مختلف تشکیل‌شده است حال سوال پیش می‌آید که چرا این دو موضوع آهنگ‌سازی و آوازخوانی مورد بحث ما قرار گرفته‌است باید گفت که آهنگ‌سازی فرهنگ‌سازی است و شامل بخشی از هویت فرهنگی یک جامعه است و آوازخوانی در جامعه ما جایگاه ویژه‌ای دارد ممکن است تعدادی بخواهند سازی را یاد بگیرند آن‌ها می‌توانند از معلمی تجربه آموخته بهره‌مند شوند البته آن‌هم شرایط خاص خود را دارد هرچه دانش و تجربه معلم بیشتر باشد انتقال آن به شاگرد نتیجه مثبت‌تری خواهد داشت و برعکس دراین‌صورت آن‌ها نوازنده چه خوب و چه بد هستند اما آهنگ‌سازی تولید خلاقانه‌ی فکری است که از درون واقعیات جامعه نشأت‌گرفته است به‌عبارت‌دیگر یک اتفاق به‌وجودآمده در جامعه را آهنگ‌ساز ثبت می‌کند و سپس متعهد به بازتاب صادقانه و خلاقانه‌ی آن می‌شود یک نوازنده فقط متعهد به اجرای درست موسیقی است اگر توانایی داشته باشد اما آهنگ‌ساز جواب‌گوی جامعه و منعکس‌کننده شرایط جامعه است و اگر به‌درستی و با محتوای درست برداشت گرا باشد سازنده تاریخ آن جامعه در تخصص خود خواهد شد .
مرحله اول آهنگ‌سازی تأثیرپذیری از یک رویداد است در این مرحله نباید غره شد چون به هر صورت هر شخصی از موضوعی متأثر می‌شود حال می‌خواهی به زبان خودت آن تأثیر را بیان کنی این‌هم غرورآفرین نیست مرحله بعدی عرضه آنست که شدیداً بستگی به دانش دارد و هرچه دانش بیشتر باشد حاصل کار باارزش‌تر است دراین‌صورت می‌شود به آن مطمئن شد در این رابطه هرچه دانش بیشتر باشد بینش عمیق‌تر خواهد شد یک مثال از سعدی بی‌دست و پایی هزارپایی بکشت و صاحب دلی بر او نظر کرد و گفت سبحان‌الله با هزار پایی که داشت از بی‌دست و پایی گریختن نتوانست بینش سعدی آن‌قدر وسیع بود که موضوعی به این کوچکی را دید ممکن است صدها نفر بی‌توجه از این‌موضوع بگذرند از آن گذشته او توانست موضوع متأثر کننده‌ای را در قالب نثر مسجع بسیار زیبا بیان کند و این غرورآفرین است .

آهنگسازی سخت است؟

این چند درصدی که تحت عنوان قریحه است بستگی به شرایط و محیط زندگی دارد که از بدو تولد سازندگی آن شکل می‌گیرد هرچه زمینه‌های اطراف کودک غنی‌تر باشد رشد فکری بیشتر و سریع‌تر خواهد بود در آینده و او هر چه به ابزار کار برای گویایی تسلط بیشتری داشته باشد قدرت کلامی بیشتری بدست می‌آورد اما در فراگیری ساز نیاز به قریحه نیست چون آهنگ‌سازی متأثر از موضوع قریحه خود را خدمت گرفته و اثری عرضه کرده‌است چنانچه شخصی آن اثر را خوب اجرا کند گفته می‌شود که نوازنده خوبی است در این‌مورد مثال‌های بی‌شماری وجود دارد حتی غیرهنری کارگری کار شما را خوب انجام داده‌است بنابراین مورد توجه شماست و برعکس نوازنده‌ای تسلط به نواختن دارد و برعکس به‌عبارتی غیر از خلق یک اثر هنری که نیاز به قریحه دارد بقیه مجری هستند و هنرمند خطاب نمی‌شوند .

آهنگ‌سازی یک هنر و آهنگ‌ساز یک هنرمند است !

آهنگ‌سازی کار بسیار ساده‌ای است مشروط بر آنکه تسلط بر ابزار کار داشته باشید چون همان‌طور که توضیح داده شد قریحه درطول زمان از تولد به بعد به دست می‌آید اما چگونگی به‌کارگیری آن در بیان مفاهیم موسیقیایی بستگی به دانش شخص دارد حال به ابزار کار موسیقی اشاره می‌کنیم زبان الفبای موسیقی نت است فراگرفتن نت بسیار ساده است چون عبارت‌اند از هفت نت حال سال است که آیا با هفت نت هم خواسته‌های یک آهنگ‌ساز برآورده می‌شوند آیا می‌توان تمام تأثیرات درونی ریا با این هفت نت بیان نمود جواب منفی است زیرا که کلام گفتاری در موسیقی بسیار پیچیده‌است چنانچه در بیان آن فقط از نت‌های استفاده‌شده است دراین‌صورت کلام در حد زبان گفتاری کودکان نوپا ساده و ابتدایی می‌شود .

ساخت موسیقی و موزیک

مسئله مهم این است که زمانی‌که از ساز استفاده می‌کنیم اصوات هم در تنظیم یک قطعه کمک خواهند کرد باز مسئله مهم دیگر این‌که اصواتی که برای آهنگ‌سازی یک قطعه به کار می‌روند کل قطعه باید پیش‌زمینه داشته باشد اگر احیاناً پشت زمین یک قطعه برادر خواهر و یا خانواده باشد یک مسئله شخصی مطرح‌شده است زمانی این اثر در نظر خواهد آمد که بتوان یک مسئله اجتماعی را مطرح نمود بنابراین برای طرح مسائل اجتماعی در یک قطعه موسیقی هرچه اطلاعات وسیع‌تر باشد اثر خلق‌شده عمیق‌تر و تأثیرگذارتر خواهد بود حتی باید دیدگاه خود را نسبت‌به آن امر عمیق‌تر کنیم دراین‌صورت هرچه عمیق‌تر ببینیم حتی یک مسئله کوچک باعث تاثیر بهتری خواهیم داشت چون در جامعه ممکن است که هزارها نفر یک موضوع را ببینند اما بی‌توجه از کنار آن بگذرند .
حال اگر دقت داشته باشی می‌بینی که آهنگ‌ساز کار بسیار ساده‌ای است اما این‌که چگونه آهنگ‌سازی بکنیم مشکلاتی دارد از آن گذشته تو فقط نت‌ها و زمان آن‌ها را یاد گرفته‌ایم بسیاری از مسائل تئوریک دیگر را در پیش داری که هنوز از آن‌ها بی‌اطلاع هستی در این حالت بیان آهنگ‌سازی بسیار محقر و کم‌ارزش است برای بیان یک قطعه موسیقی تاثیرگذار :
تئوری موسیقی را باید به‌طور کامل آموخت

  • بعد از یاد گرفتن تئوری موسیقی باید به ترکیب هماهنگی اصوات مسلط شد

  • آهنگ‌سازی باید در قالب یک فرم باشد پس بهتر است شناختی از فرم‌های موسیقی داشته باشی

  • باید سازهای مورد استفاده خود را خوب شناخت تا بتوان به‌درستی برای آن‌ها نت‌نویسی نمود

  • مرحله بد انتخاب اصوات برای سازها است و این‌که کدام صوت برای کدام ساز مناسب‌تر است .

مسائل دیگری وجود دارد که بیشتر مربوط به فیزیک می‌شود اگر آهنگ‌سازی بخواهد اطلاعات بیشتری مربوط به موسیقی بداند به این معنا است که می‌خواهد از مسائل عمیق و پیچیده‌ای در علم فیزیک موسیقی آگاهی گردد حال اگر بخواهیم ایده‌ای را در دست مایه‌ی کار خود قرار دهیم :

  1. باید تاریخ سرزمین خود را بشناسیم چون اصوات انتخابی ریشه در تاریخ آن مرزوبوم دارد و به نوبه خود باید جواب‌گوی آیندگان باشد

  2. دانستن جامعه‌شناسی راه را برای آهنگ‌سازی بسیار هموار می‌کند

  3. روان‌شناسی جامع هم مربوط به افراد آن جامعه است پس تو بهتر جواب‌گوی مسائل روحی و روانی جامعه خواهی شد .

مسائل دیگری هم در این ارتباط وجود دارد که قادر است با آهنگ‌ساز کمک کند برای مثال: عناصر فرهنگ یک جامعه مثل نقاشی تئاتر ادبیات و غیره حتی بسیاری از آهنگ‌سازان متأثر از موسیقی فولکلور خود هستند پس آن هم کمک دیگری است بدین‌ترتیب آهنگ‌سازی را در مراحل اولیه کار توضیح دادیم و گفتیم که اگر نت و زمان‌بندی را یاد گرفته باشیم می‌توانیم آهنگ‌سازی کنیم اما برای پیشبرد کار آهنگ‌سازی باید تئوری موسیقی هارمونی سازشناسی علم آکوستیک شناخت فرم موسیقی بخش فیزیک و غیره را نیز آموخت تا بتوان اثری پربار عرض نمود پس آهنگ‌سازی کار بسیار ساده‌ای است اما اگر قرار باشد که یک موسیقی پربار بسازیم متوجه خواهیم شد که چه مقدار مسائل لازم به فراگیری در پیش رو داریم در چنین حالتی می‌شود گفت که آهنگ‌سازی هستی در غیر این صورت یک آدم سطحی و بدون مایه خواهی بود .

آهنگسازی دیجیتال

دراین‌صورت چیزی را آماده می‌کنم که ممکن است اصلا در تصور نگنجد اگر خودم آهنگ‌سازی بکنم باز تجربه‌های موزیکال و آنچه در ارتباط با جامعه و تاریخ فراگرفته‌ام با آن همراه می‌کنم که موسیقی پربارتر و پرثمرتر شود چرا این ذهنیت را دارم برای این‌که ما در مقابل مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه متعهد هستیم و بار فرهنگی این جامعه را به دوش می‌کشیم مثالی می‌آورم اگر ما در و پنجره‌ساز باشیم در مقابل دریافت پول ازش شخصی کار خود را ارائه می‌دهیم اگرچه باز هم متعهد هستیم ولی این تعهد بستگی به مقدار ارزش دریافتی داشته اذان گذشت و متعهد اجتماعی نیستم اگرچه به نوعی هستیم اما در کار فرهنگی اگر خطایی از ما سر بزند دانسته و یا نادانسته درواقع گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم و چه‌بسا که تعدادی دنباله‌روی این قضیه شده و هر کدام در آینده کباده کش فرهنگ شوند حال توجه داشته باش که خطای خود را انتقال دادی و دیگری گرفته و آن هم منتقل می‌کند بخصوص کار موسیقی که در این سرزمین خیلی جوان است چون اگر شاعر و یا نویسنده و یا قالیباف بودی دراین‌صورت هیچ‌گونه از ادعاهای غلوآمیز تو ثمری نداشت به دلیل این‌که شعرشناس و یا قالیباف زیاد داریم پس فراموش نشود که دست به کار حساسی خواهی زد .

باز ممکن است که این سوال برایت پیش بیاید که چطور از این‌همه رشته موسیقی فقط از آهنگ‌سازی و آوازخوانی صحبت به پیش می‌آید ؟

باید گفت که موسیقی یک جریان پیچیده فرهنگی و اجتماعی است دومی که ما ایرانی و در مقابل فرهنگ این جامعه مسئول هستیم این جریان مورد بحث به‌خصوص آهنگ‌سازی بدون هیچ تعهدی انجام می‌شود شخصی سازی یاد می‌گیرد و زمانی‌که با آن آشنا می‌شود پا فراتر گذارده و دست به کار آهنگ‌سازی هم می‌زند دانسته یا ندانسته که معمولاً ندانسته‌است و سطحی از موسیقی به مملکت عرضه می‌شود که امروز شاهد آن هستیم به‌همین‌جهت است که از دوران کوتاه شکوفایی موسیقی که در سال‌های قبل پای آن ریخته شد تا زمان حال نمی‌توانیم یک قطعه موسیقی منسجم که گویای مسائل تاریخی هم باشد اتکاء داشته‌باشیم و اگر هم باشد شاید به تعداد انگشتان است اما برعکس تا بخواهی آهنگ‌های مبتذل و سطحی تولید شده که به‌عبارتی می‌شود گفت مانده‌است فرهنگ دوره گذشته‌است سرعت زمان بسیار چشمگیر است و البته دوره گذشته هم وصف زندگی امروزی است البته باید اشاره کرد که دوران شکوفایی موسیقی که در سال‌های آخر حکومت گذشته وجود داشت بسیار بسیار کوتاه بود بعد از آن‌هم با شروع انقلاب اسلامی برای تصمیم‌گیری مدتی وقفه در کار موسیقی شد و بعد از پایان جنگ توجه به موسیقی و مسائل آن مجدداً مطرح گردید درنتیجه به‌علت نداشتن یک تئوری مستدل و منسجم موسیقی هنوز در نوسان است . این عدم تعادل از آن‌جا ناشی می‌شود که تعدادی اصلاً معتقد به اصالت موسیقی گذشته هستند و تعدادی هم با اتکا به تحصیلات موسیقی در غرب نظر دیگری دارند بنابراین باید پا به میدان گذاشت و فرم درستی در موسیقی و آهنگ‌سازی ارائه داد به‌همین دلیل است که می‌گوییم باید چگونه اندیشید و آثار بالنده‌ای را خلق نمود دراین‌صورت راهی غیر از بهره‌گیری از مسائل علمی و تئوریک ثبت‌شده و آگاهی از تاریخ سرزمین خودمان وجود ندارد تا بتوان آثاری به وجود آورد تا جواب‌گوی تاریخ این سرزمین باشد . (حسن زندباف : آهنگسازی به زبان ساده)

 

آهنگسازی

آهنگ سازی

آهنگ ساز

سفارش آهنگسازی پاپ

آهنگ‌سازی سبک پاپ